این روزهای مبین
اقا مبین روزهای شهریوری دوشنبه 11 شهریور صبح کمی کارتون تماشا کردی و کمی با اباببازیهات که بازی کردی خسته شدی برگشتی به مامانی می گی منو می بری پارک می گم اخه الان وسط ظهر پارک نمی رن عصری می ریم هی اصرار می کردی که نه باید بریم که بریم گفتم نمی شه برمی گرده می گه اخه من تنهام با کی بازی کنم می گم بیا با من "بابایی برگشته می گه بیا با من بازی کن می گی نه من می خوام با یه بچه بازی کنم اخه وسط ظهر بچه از کجا پیدا کنیم بیاد با تو بازی کنه نمی خوام که نمی خوام می زنی زیر گریه الکی.خخخخخخ عصری رفتیم پارک محله قبلیمون توی نیلوفر کوی استاد اقبال اذر واونجا با یه دختر ...
نویسنده :
مامان رویا
22:42








